السيد موسى الشبيري الزنجاني
3736
كتاب النكاح ( فارسى )
4 ) دو احتمال استاد مد ظله در معناى روايت : اين روايت را به دو گونه مىتوان معنا كرد كه هر دو معنا مىتوانند با ظاهر روايت متناسب باشند . يك معنا كه ثبوتاً قابل تصوير است گرچه معلوم نيست فتوا هم با آن مطابق هست يا نيست ، اين است كه اين روايت مطلبى مطابق با قاعده را بيان مىنمايد و آن اين است كه اول به عنوان يك قاعدهء شرعى ظاهرى ، تقدم زمانى يك بيّنه يعنى تقدم زمانى اداء شهادت را مرجّح آن بينه بر بيّنه متأخر حساب كنيم مگر اينكه ظرف تحمّل بينه متأخر اسبق باشد ( وجه مرجّح بودن دخول در ما نحن فيه بعداً بيان خواهد شد ) در اينجا هم اول مرد بر مدعاى خود بينه آورده و مالك بضع زن مورد ادعاى خود شده و سپس خواهر آن زن ادعايى مىكند و بينه اقامه مىكند . در اين صورت كه بينه مرد شهادت را ادا كرده و حجيت يافته ، اين حجيت ما لم يثبت خلافه ، بر قوت خود باقى است و با بينههاى متقارن يا بينههايى كه سبق و لحوق آنها معلوم نيست ، از بين نمىرود و يا اينكه لا اقل دليل قطعى بر بطلان چنين حجيتى نداريم . بلكه بنابر جريان استصحاب در شبهات حكميه ، استصحاب بقاء حجيت نيز اين مطلب را تأييد مىكند . معناى دوم براى اين روايت كه با مبانى آقايان هم منطبق است اين است كه بگوييم با توجه به تعبير « و لم يوقّتا وقتاً » كه مربوط به بينهء دوم است و نيز به قرينه آخر روايت كه « بوقت قبل وقتها » تعبير كرده ، اين روايت ظهور يا لا اقل اشعار دارد در اينكه بيّنه اول يعنى بينهء مرد وقت عقد را تعيين كرده است اما بينه زن تعيين وقت نكرده است لذا بيّنه مرد پذيرفته و بيّنه زن رد مىشود چون ( بر خلاف نظر آقاى خويى ) استصحاب فقط در مجهول التاريخ جارى مىشود و تقدم عقد معلوم التاريخ اثبات مىگردد . اين بحث ناتمام ماند و تكميل آن به جلسه آينده موكول مىشود . « * و السلام * »